متن تبریک روز بزرگداشت شمس تبریزی ۱۴۰۴ + عکس نوشته
هر ساله در تاریخ ۷ مهر مطابق با ۲۸ سپتامبر روز بزرگداشت شمس تبریزی به منظور تقدیر از کارنامه و نقش او در عرفان اسلامی و شعر فارسی، جشن گرفته میشود. این روز، فرصتی برای یادبود و تجلیل از زندگی شمس تبریزی، عارف برجسته و راهنمای مولانا جلالالدین رومی است. این تاریخ به عنوان یک نقطه عطف در تقویم فرهنگی ایران و جهان تصوف قلمداد می گردد و به گرد هم آمدن علاقمندان به عرفان و شعر فارسی منجر می شود. بدین منظور در ادامه متن های تبریک بزرگداشت شمس تبریزی را برای شما ارائه کرده ایم
متن تبریک روز بزرگداشت شمس تبریزی ۱۴۰۴
شمس تبریزی اسطوره شعر و ادب فارسی بود. شاعر و عارف بزرگی که تاثیر ژرفی بر زندگی مولانا گذاشته و مولانا نیز در دیوان مشس خود بارها اعلام کرد که همهچیز خود را مدیون شمس است. از همین رو و در قابل پاسداری از این شاعر بزرگ روز 7 مهر به افتخار او نامگذاری شده است

تا خود را به چیزی ندادی به کلیت، آن چیز صعب و دشوار مینماید.
چون خود را به کلی به چیزی دادی، دگر دشواری نماند.
7 مهر، سالروز بزرگداشت شمس تبریزی
همه خلاصه گفتِ انبیا
این است که
آیینهای حاصل کن.
سالروز بزرگداشت شمس تبریزی مبارک باد
هیچکس مرا جفایی نگفت و دشنامی نداد الا خدای جلجلاله هزار ثنا عوض آن دشنام مرا نگفت.
و هرگز کسی از من بیگانه و دور نشد که خدای تعالی هزار تقرب و لطف نکرد.
7 مهر، پاسداشت شمس تبریزی گرامی باد
عکس نوشته تبریک روز گرامیداشت شمس تبریزی
خلل از این است که
خدا را به نظر محبت نمینگرند،
به نظر علم مینگرند
و به نظر معرفت و نظر فلسفه،
نظر محبت کار دیگر است.
سالروز بزرگداشت شمس تبریزی مبارک باد
لاشک با هرچه نشینی
و با هرچه باشی،
خوی او گیری.
بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد
*****
بعضی را گشایش بود در رفتن،
بعضی را گشایش بود در آمدن، هش دار و نیکو بین که
این گشایش تو
در رفتن است یا آمدن.
7 مهر، سالروز بزرگداشت شمس تبریزی مبارک
رنجهایی که قابل علاج نیست،
مشغول شدن طبیب بدان جهل باشد.
و رنجهایی است که قابل علاج است،
ضایع گذاشتن آن بیرحمی باشد.
بزرگداشت شمس تبریزی گرامی باد
متن بزرگداشت روز شمس تبریزی برای استوری
گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز. گفتم: تفسیر ما چنان است که میدانید. نی از محمد! و نی از خدا! این «من» نیز منکر میشود مرا. میگویمش: چون منکری، رها کن، برو. ما را چه صداع (دردسر) میدهی؟ میگوید: نی. نروم! سخن من فهم نمیکند. چنانکه آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر … یکی را هم او خواندی هم غیر او … یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من
چون به سوی کعبه نماز میباید کرد، فرض کن آفاق عالم جمله جمع شدند گرد کعبه حلقه کردند و سجود کردند. چون کعبه را از میان حلقه بگیری، نه سجود هر یکی سوی همدگر باشد؟ دل خود را سجود کردهاند.
*****
از خدا خواهم ز جان خوش دولتی با او نهان
جان ما اندر میان و شمس دین اندر کنار
شمس دین خوشتر ز جان و شمس دین شکرستان
شمس دین سرو روان و شمس دین باغ و بهار