در این پست می توانید اشعار عاشقانه شاعران بزرگ و جدیدترین شعر عاشقانه و مجموعه اشعار عاشقانه عکس استوری و مجموعه شعرهای عاشقانه و شعرهای عاشقانه کوتاه و اشعار زیبای عاشقانه و اشعار عاشقانه نو را مشاهده کنید.
جدیدترین شعر عاشقانه
هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است
او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است
خاقانی
از خانه بیرون میزنم، اما کجا امشب
شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سایهها روی درخت شب
میجویم، اما نیستی در هیچ جا امشب
میدانم آری نیستی، اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب تو را بی جستجو مییافتم، اما

گنجشکاني که رد تو را ديروز
درخت به درخت
و خيابان به خيابان
دنبال کردهاند
خدا ميداند چه ديدهاند
که جيکشان ديگر در نميآيد
عباس صفاري
اشعار عاشقانه
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید
ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید
مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که میگفتم: علاج این دل بیمار میباید
بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمیبایست زنجیری، ولی این بار میباید
شیخ بهایی

دوستم داشته باش
از رفتن بمان
دستت را به من بده
که در امتدادِ دستانت
بندری ست برای آرامش

تو دنيايت پر از “من†هاست !
من دنيايم در “تو†خلاصه مي شود !
و بعد اسم ِ هردويمان را
†عاشق “
مي گذارند …!
شعرهای عاشقانه
دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن
تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من
رابعه قزداری

تکه یخی که عاشق ابر عذاب میشود
سر قرار عاشقی همیشه آب میشود
به چشم فرش زیر پا، سقف که مبتلا شود
روز وصالشان کسی خانه خراب میشود
کنار قلههای غم نخوان برای سنگها
کوه که بغض میکند سنگ مذاب میشود
باغ پر از گلی که شب به آسمان نظر کند
صبح به دیگ میرود، غنچه گلاب میشود
چه کردهای تو با دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود
کاظم بهمنی

با خدا بايد بنشينيم دو تايي
دور ميزي ترجيحا گرد
متقاعدش کنم که تنهايي چقدر درد بزرگي ست
تا لبخند بزرگي شايد
بر صورتِ گرد ِ زمين نقاشي کند
من نمک پرورده ي زخم هاي از آشنا خورده
آنقدر با خرابي اين گريه ساخته ام
که هر کنج اين خانه
از دست ديده ام ، درياست
سيد علي صالحي

تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم
لیلیوش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم
وحشی بافقی

